|
صفحه اصلی | نشريه کليک | مديريت سايت | ااعضاء اين انجمن | واحد پژوهش | اخبار روز | لينکستان| گالری فعاليتها | آرشيو |
|
|
پارلمان درخدمت ملت يا ؟- نگرشي بر تربيت اولاد- نظر خواهي - افغانستان وضعيت خطرناك، شكست پنهان نشريه شماره 8 پارلمان درخدمت ملت يا ؟ اسدالله جعفري افغانستان بعد از دونيم دهه جنگ ويرانگر خارجي و داخلي و كشمكش هاي قومي و .... داراي حكومت و مجلس قا نون گذاري (پارلمان _لويه جرگه _ولسي جرگه)و مجلس سنا (مشرانوجرگه –مجلس بزرگان –مجلس ناظربرپارلمان و دولت )به ظاهر منتخب و دموكراتيك (و درحقيقت هدايه شده و از قبل فهرست شده)گرديد0 و اين دو رخداد نقطه هاي طلايي در تاريخ استقلال و موجوديت افغانستان محسوب مي گردد 0 شايد لازم به ياد آوري نباشد كه افقانستان از اجلاس بن و امضاءتوافق نامه بن در سال 2001 ميلادي تا كنون مراحل پر هيجان و مقطعي پرفراز و نشيب از اميد و نااميدي را پشت سر گذاشته است كه عبارت باشد از بر گذاري لويه جرگه اضطراري ،انتخاب مصلحتي دو دولت موقت و دوره گذار،تدوين قانون اساسي با حضور قدرت هاي دخيل در قضاياي افغانستان با نقاب سازمان ملل و مجامع بين الملل، انتخابات پر هيجان رياست جمهوري ،خلع صلاح بخشهاي از جنگ سالاران و.... اين عوامل و عوامل نا پيدا ي ديگر باعث ارامش رواني مردم و امنيت كشور در حد نسبي شد و مردم اقغانستان يكبار ديگراميد به زندگي در سايه صلح و برادري و همزيستي تمام اقوام و مذاهب را در كنارهم بدست آوردند0حالا اين مجلس با اين تركيب از نمايندگان و ائتلافهاي رسمي و اعلام شده و نشده احزاب و فراكسيونها مي تواند اين اميد تازه بر گشته مردم را به شكوفه نشاند تا بار و بردهد .... جواب اين مسئله را آينده خواهد داد ولي با توجه به تجربه پارلماني افغانستان در طول مدت از تاريخ يقيني خود جواب نيمه روشني را مي توان حدس زد: 1:افغانستان دهه چهل را بعنوان دهه دمو كراسي (هرچند دموكراسي از نوع التقاطي آن)بياد دارد و پار لمان دهه دموكراسي براي دموكراتيزه گران كشور و نهادينه كردن نهادهاي دخيل در قدرت اجرايي و قضائي و تقنيني كار چندان نكرد بلكه آن تجربه براي تمرين دموكراسي (به امضاي عام ) و پارلمانيسم شدن كشور تجربه نا موفق بوده اما همان تجربه براي اين دوره از پارلمان باشد به قول معروف گذشته چراغ آينده است البته اگر به گذشته از منظر فلسفه تاريخ اسلامي نه فلسفه تاريخ اگزستانسيال و كومونيسم ما بعد فوپر باخ و هگل ، اگر انديشمندان ما مخصوصا اصحاب قلم و مجموعات بيرون از بدنه قدرت و استفاده به هرم جمعي و خرد منبعث از وحي و نبوت نه قلم به مزدوران نشسته بود دروازه فلان سفارت و پلاس شد در فراموش خانه هاي انجوهاي كه بند نافشان در سرويسهاي جاسوسي بندند 0 قلم را علم كنند سپيده دم سعادت و صفا و آزادي ملت مطلع خواهد كرد 0 2 : پارلمان دهه 40 كه به دهه دموكراسي مشهورشده از نظر مبناي قانون مخصوصاقانون اساسي جايگاهتعريف شده بر مبناي دموكراسي متعارف را نداشت امادراين دوره ،پارلمان در قانون اساسي جايگاه قانونيتعريف شده دارد منتها در هنگام تصويب قانون اساسي دو ديدگاه متضاد وجود دارد يك طرفداران دولت با هدايت امريكا مبني بر رياستي كلي نظام 2 گروه هاي اسلامي و عمدتا جهاديها (طيف طرفداران ايران و طرفداران اخوان مسلمين نوين ) ازقانون اساسي كشور نظام رياستي از نوع آمريكاي آن را با نظام پارلماني با قرائت اسلام نوين در هم آميخت و يك نظام به هم تنيده و پيچيده را تشكيل داد كه طبق مواد قانون اساسي افغانستان ، مجلس شوراي ملي مظهري مردمي و تنها نهاد قانونگذاري كشوراست 0 اين مجلس مؤلف از دو مجلس و شوراي ديني و لسي جرگه و مشرانو جرگه است که هر دو مجلس ، مجلس نمايندگان (ولسي جرگه) و سنا (مشرانو جرگه) در فرايند قانونگذاري دخيل هستند و با حضوراين دو مجلس رسميت مي يابدکه روند قانوگذاري به اين شکل هست : پيشنهاد هاي كلان و خرد اداري كشور بصورت لايحه و طرح به ولسي جرگه فرستاده مي شود ، بعد از تصويب به مجلس سنا مي رود و اگر آنان تاييد کردند براي توشيح رئيس قوه مجريه به هيئت دولت فرستاده مي شود و بعد از توشيح رئيس قوه مجريه رسميت قانوني پيدا مي کند و لازم الاجرا مي شود . ولسي جرگه علاوه بر وظيفه ي قانون گذاري كلان كشور ازاختياراتي هم در مواضع خاص برخوردار است که اهم آنان رأي اعتماد به کابينه دولت ، اعضاء ستره محکمه، طرح سئوال و استيضاح وزرا و تاييد يا رد اعزام نيروهاي نظامي کشور به خارج يا ورود نيروي خارجي به کشور و اعلام وشعيت فوق العاده در مواقع خاص است . ازاختيارات و وظايف پارلمان که بگذريم جايگاه قانوني پارلمان در ساختار سياسي کشور از اهميت ويژه بر خوردار است در همين رابطه در قانون اساسي مواد چندي گنجانده شده که تا توازن قوا و جايگاه قانوني هر يک از نهادهاي اجرايي ، قضايي و قانون گذاري مشخص وتعريف شده باشد بگونه اي که طبق قانون اساسي رئيس جمهور بعنوان عالي ترين شخص کشور در راس قوه مجريه بطور آزاد با راي مستقيم مردم انتخاب مي شود و پارلمان جزءدر مواقع خاص و يا محرض شدن جنايات و تخلفات ضد بشري رئيس جمهور ، حق بر کناري او را ندارند و نهايت هيئت دولت و قوه قضائيه مستقل از پارلمان است اما در مقابل رياست جمهور هم حق انحلال پارلمان را ندارند و بدون مراجعه به پارلمان حق اعلام جنگ وصلح و اعلام وضع اضطراري را ندارند . گرچه رئيس جمهور حق انتصاب يک سوم اعضا سنا را با انتخاب 50 درصد آن از زنان رادارد و مي تواند از توشيح بعضي از مصوبات پارلمان خوداري کند اما در عوض پارلمان هم مي تواند وزراي رئيس جمهور را استيضاح کند و راي اعتماد ندهند و درصورتي که رئيس جمهور از توشيح يک قانون خودداري کند پارلمان مي تواند آن قانون را بدون توشيح رئيس جمهور با تصويب اکثريت دو سوم بدون توشيح رئيس جمهور لازم الاجرا کند . علاوه بر اين اختيارت پارلمان تمهيد ديگري را در رابطه با خلاء ، قانون و عدم توشيح رئيس جمهور يک قانون را و طرفداري مجلس سنا از رئيس جمهور و اختلاف مجلس سنا و نمايندگان مرجع حل اختلاف به اين صورت است که هيئت حل اختلاف مرکب از اعضا در مجلس سنا و نمايندگان تشکيل مي شود و چنانچه اختلاف حل نشد و مصوبه رد شده تلقي شد مجلس نمايندگان مي تواند مجددا همان مصوبه را با اکثريت دو سوم به تصويب رساند و در اين صورت رئيس جمهور موظف به توشيح قانون است و مجلس سنا هيچگونه حق باز دارندگي را ندارد . اينها از جمله اهرمهاي قدرت و قوت پارلمان در اين دوره است که در دهه 40 شمسي معروف به دهه دموکراسي ، پارلمان از اين اهرمهاي قدرت به خور دار نبود و سايه شوم سنگين شاهان برسر پارلمان گسترده بوده است . نگرشي بر تربيت اولاد (2) سيد ابراهيم سادات (مرتضوي )
ازديگر عوامل چهارگانه تربيت ميتوان به وسايل ارتباط جمعي اشاره نمود: رسانه ها اعم از مطبوعات، راديو و تلويزيون، سينما، تئاتر و.... به عنوان ابزاري که مستقيم و غيرمستقيم در تار و پود زندگي راه يافته اند ، مي توانند بزرگترين نقش را در تربيت ايفا کنند. جاذبه اين وسايل، ايجاب مي کند که با برنامه ريزي کارشناسانه از اين امکانات در جهت رشد و تعا لي انسانها استفاده کنيم. ايجاد برنامه هاي متنوع و جالب در صدا و سيما ، تنظيم اخبار و گزارشها، تأليف کتابهاي آموزنده و تقويت عناصر تلاشگر و مستعد در اين راه، ضرورت ترديد ناپذير امروز جامعه ماست و لازمه اين امر، اتکا به فرهنگ غني و جامع اسلامي - ملي و تقويت بخشهاي هنري مي باشد. د - جامعه فضاي جامعه و ارزشها و ضد ارزشها موجود، مستقيم و غيرمستقيم بر روان و شخصيت آدمي تأثيرمي گذارد. دشواربودن کنترل انسان و تحول سريع جامعه امروز، ازمسائل مهمي هستند که بايد در تربيت مورد توجه واقع شوند. به واقع تربيت صحيح ، نقشي انکار نشدني در انسان سازي و تامين سلامت جامعه دارد ؛ پس بهتر است براي تربيت صحيح فرزندانمان بکوشيم 2- مؤلفه هاي تربيت پرورش اخلاق و معنويت از مهمترين مشخصه هاي تربيت اسلامي است . اسلام به منظور پرورش انسانهاي پرهيزکار و شايسته ، الگوهاي کاملي را ارائه مي دهد . تربيت اسلامي بر تزکيه و تعليم ، علم و يقيني تکيه دارد که هماهنگ با فطرت انسان مي باشد . هدف تربيتي اسلام پرورش روح حقيقت جويي و قوه تشخيص در افراد است تا انسانهاي با ايمان با تقوا و نيکوکار تربيت کند و با تشويق آنان به برادري و تعاون با خشونت ، فقر و مظاهر آن مبارزه نمايد . کرامت و شرافت انسان ، مساوات ، توجه به مراحل رشد انسان ، جهت و هدف داشتن انسان ، قابليت و استعداد بشر براي رسيدن به کمال و مبارزه با کفر ، شرک ، جهل و مظاهر آن از اصول تربيتي اسلام است . شيوه تربيتي اسلام بر اساس قرآن و سنت پيامبر (ص) و اهل بيت عليهم السلام است . اسلام با آگاه ساختن انسان از خويش و جهان پيرامونش به تربيت همه جانبه و جامعه اي بر اساس برادري حق و قانون اقدام مي کند ايجاد زمينه سالم ، داشتن الگو ، تمرين تکرار و عادت دادن ، مشاهده ، تجربه و تعقل ، امر به معروف و نهي از منکر ، بيان قصص انبيا و سرگذشت ملتها ، ذکر امثال و حکم و ارائه تشبيهات معقول و محسوس ، جلوگيري از انجام کار ناپسند و سرانجام دعا و نيايش ، از مهمترين شيوه هاي تربيتي اسلام است . پيامبر اکرم (ص ) در حق معلماني که در امر تعليم و تربيت کوشش مي کنند و احياگر روشهاي تربيتي پيامبر هستند فرموده اند : " رحمت خدا بر جانشينان من ." سئوال شد که جانشينان شما چه کساني هستند ؟ فرمودند : "عالماني که سنت و روشهاي عملي مرا احيا مي کنند و به بندگان خدا ياري مي دهند ." و در جايي ديگر در مورد شرايط يک معلم خوب فرموده اند : "از محضر عالم معلمي کسب فيض کنيد که شما را از تکبر به تواضع ، از ريا به اخلاص ، از شک به يقين ، از خواسته هاي نفساني به زهد و از عداوت و دشمني به معاشرت صحيح سوق دهد ." به اميد آنکه بتوانيم در پرتو تربيت صحيح اسلامي ، نسلي سالم و پويا پرورش دهيم 3-تربيت و آموزش ديني كودكان آغاز تربيت ديني اصولاً از نظر اسلام تربيت از گهواره آغاز مي شود و در خانواده شكل مي گيرد . مقدمات و پايه گذاري آن از مرحله تشكيل جنين و حتي قبل از آن است . ولي آنچه كه صورت رسمي دارد از لحظه تولد است و با ذكر اذان و اقامه در دو گوش كودك شروع مي شود. بعدها و به تدريج در مراحل مختلف زندگي ، ما وظيفه اي در قبال كودك داريم كه به عنوان مربي بايد به اداي آن بپردازيم . شك نيست كه تا حدود هفت سالگي اعمال قدرت و فشار مطرح نيست . حتي رفتار مذهبي كودك صورت بازي و سرگرمي دارد. سعي و تلاش ما بايد بر اين باشد كه تكاليف مذهبي بر كودك سنگين نيايد واو را خسته نكند. در طول مدت تربيت در هفت سال اول ، كوشش بر اين است كه مصداق ها و مدل هايي عرضه و ارائه شوند كه براي كودك درس آموز باشند و شيوه تربيت به گونه اي باشد كه نيازي به اصلاح و تجديد نظر در آن ضرورت پيدا نكند كه بسياري از لغزش هاي مذهبي افراد در اين رابطه است. اصولي در تربيت ديني : پيش از اين كه درباره مقاصد و محتوا و شيوه ها و فنون تربيت مذهبي كودكان سخن بگوييم ضروري است از سه اصل مهمي كه براي تربيت ديني لازم است سخن به ميان آوريم . اين اصول بدين قرارند: الف- آگاهي و معرفت : ما مدعي نيستيم كه كودك قادر به درك همه ي مسائل و جوانب مربوط به مذهب باشد و يا آنچه را كه مي گوييم دريابد. ولي اين نكته بايد مورد نظر باشد كه به ميزان توانايي درك مطالب و فهم او مسائل را به او تزريق كنيم و به حساب اين كه او خردسال است و هنوز وقت بسياري براي متدين شدن دارد در اين كار تعلـّل نكنيم. ب- شور و احساس : طفل مي بايست كم و بيش با جماعات و اجتماعات مذهبي آشنا شود. در مراسم مذهبي ، دعاهاي دسته جمعي ، سرودها و مراثي و در عبادت هاي جمعي مثل نمازهاي جمعه و جماعت شركت كند و كم و بيش هيجانات ، شادي ها ، اشك ها و آه و ناله ها را ببيند . اين امر در برانگيختن عواطف و شور مذهبي طفل مؤثر است . همچنين داستان هاي مذهبي نيز در اين امر مفيد است. ج- رفتار و عمل : نقش عمل و رفتار را چه در كار مربي و چه در كار كودك ناديده نگيريد كه آن بيش از منطق و گفتار در تربيت مؤثر است. از طريق عمل دل ها متوجه حقيقت ها مي شوند و عادات مذهبي پديد مي آيند و ميل به طاعت وعبادت در فرد شكل مي گيرد. اين روش تعليم پيامبر بود كه به مردم مي فرمود: ببينيد من چگونه عمل مي كنم شما هم همان كار را بكنيد. 4. لحظه هاي موفق در تربيت فرزند تربيت مهمترين مسئوليت پدر و مادر نسبت به فرزند است. آينده ي كودك در گرو رفتار صحيح والدين و نشان دادن عكس العملهاي مناسب در موقعيتهاي خاص است. در عين حساس بودن تربيت صحيح، با عمل به چند نكته مي توان با موفقيت بدان رسيد. ما به عنوان والدين موفق بايد فرزندانمان را به گونه اي ترغيب كنيم كه از درون ، احساس خوبي نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقويت شود و احساس كنند مورد علاقه ي ما هستند. اگر فرزندان توسط ما در چنين شرايطي قرار گيرند ديگر برآورده نشدن نياز به قدرت يا محبت، آنها را به سمت انحراف نمي كشد. چند روش زير به كودكان ما كمك مي كند كه حس بهتري نسبت به خود پيدا كنند و احساس امنيت كنند. از لحظاتي كه باهم هستيد استفاده كنيد. اعتماد به نفس كودك شما تحت تأثير كيفيت اوقاتي است كه شما با او صرف مي كنيد، نه مقدار و زيادي اين زمان! در زندگي هاي بسيار شلوغ اين زمانه اكثر ما در فكر كارهاي بعدي يا عقب افتاده و مشغله هاي روزمره هستيم و در حاليكه فرزندمان با ما صحبت مي كند صد درصد حواسمان متوجه او نيست. اكثراً وانمود مي كنيم كه گوش مي دهيم! خيلي اوقات هم تلاش فرزندان را كه سعي مي كنند با ما ارتباط برقرار كنند ناديده مي گيريم. اگر اوقات مفيدي را هر روزه به كودك اختصاص ندهيم (اوقاتي كه فقط متوجه او باشيم) كم كم ناهنجاريهاي رفتاري در او بروز خواهد كرد. از نظر كودك ، اگر به او عكس العمل (حتي) منفي نشان دهيم بهتر از آن است كه به او بي توجهي كنيم. مهم است كه به درستي احساسات كودك را درك كنيم و اين گونه مسئله را نبينيم كه آيا احساسات او درست هستند يا غلط . وقتي كودك مي گويد: "مامان، تو هيچ وقت به من توجه نداري" (در حالي كه شما تازه با او بازي كرده ايد) او فقط احساسش را بيان كرده. در اين موقع بهتر است به احساسش ارزش دهيد و بگوييد: " بله، احساس مي كنم خيلي وقت است كه با هم بازي نكرده ايم". عمل بهتر از حرف است. آمار نشان مي دهد كه ما هر روز صدها درخواست از فرزندانمان مي كنيم. عجيب نيست كه آنها گوششان از حرفهاي ما پر است! به جاي آن كه مرتب اظهار گله مندي كنيم، از خود بپرسيم "الان چه رفتار مؤثري مي توانم داشته باشم؟". به كودك كمك كنيد كه احساس توانمندي كند. اگر اين راه را شما نشانشان ندهيد خودشان راه هاي نامناسبي براي كسب احساس قدرت پيدا مي كنند. راه هاي مناسب عبارتند از: از آنها مشورت بخواهيد، به آنها اجازه ي انتخاب بدهيد، بگذاريد در محاسبه ي حساب و كتابهاي مخارج كمكتان كنند، بعضي وقتها پخت و پز يا خريد را به عهده ي آنها بگذاريد. يك كودك دو ساله مي تواند در شستن ظروف ملامين يا سبزيجات كمك كند يا كفشها را جابجا كند. ما اغلب خودمان همه ي كارها را انجام مي دهيم چون برايمان بي دردسرتر است. ولي نتيجه اش آن است كه آنها احساس بي اهميتي مي كنند. بگذاريد تا نتايج طبيعي كارها را تجربه كند. از خود بپرسيد " اگر من در اين مورد دخالت نمي كردم چه مي شد؟" وقتي ما در هر مسئله اي حتي مواردي كه نيازي به ما نيست دخالت مي كنيم، كودك را از تجربه كسب كردن و ديدن نتايج طبيعي اعمالش محروم مي كنيم. وقتي مي گذاريم نتايج كارها به تجربه ي كودك بيفزايد، ديگر با نق زدن و نصيحت زياد، روابطمان را با او خراب نمي كنيم. مثلاً اگر فرزندتان ناهارش را فراموش مي كند، شما آن را يادآوري نمي كنيد تا خودش راه درست را پيدا كند و اهميت به خاطر سپردن را درك كند. بگذاريد با قانون خانه آشنا شود. بسياري از مواقع ، رسيدن به نتايج امور آنقدر طولاني است كه نمي توان آنها را به سادگي تجربه كرد. در اين گونه موارد دريافت "عواقب منطقي" راهكاري مناسب است. در چنين حالتي نتيجه اي كه كودك از كار خود مي بيند بايد با نوع عملكرد او مرتبط باشد. مثلاً اگر او فراموش كرد كتاب داستانش را از منزل دوستانش بياورد و شما يك هفته به او كم محلي مي كنيد، اين موضوع فقط باعث رنجش خاطرش و به جاي ماندن يك خاطره ي تلخ براي او مي شود. اما اگر كتابش را برگردانيد و به او بدهيد و فقط به اندازه ي قيمت كتاب از پول هفتگي اش كم كنيد ، با قانونمندي خانه آشنا مي شود بدون آنكه كدورتي پيش آيد. از برخورد اجتناب كنيد. ممكن است فرزندتان شما را در يك موقعيت خاص مثلاً با اظهار خشم يا حرفهاي غير دوستانه بيازمايد. در اين حالت بهتر است اتاق را ترك كنيد يا به او بگوييد اگر تكرار كند شما به اتاق ديگري مي رويد. البته با حالت عصبانيت و خشم خارج از كنترل محل را ترك نكنيد. رفتارها را از كُننده ي آن جدا كنيد. هرگز به كودك نگوييد كه "تو بدي". زيرا اعتماد به نفسش را خراب مي كند. به او بفهمانيد كه شما از خود او بدتان نمي آيد بلكه خيلي هم دوستش داريد، فقط از آن رفتار ناخرسند هستيد. او بد نيست بلكه آن رفتار بد است! براي آنكه كودك اعتماد به نفس داشته باشد بايد بداند كه بدون هيچ قيد و شرطي دوستش داريد. بدون توجه به اين كه چه مي كند، به هر حال دوستش داريد. او را مدام به دريغ كردن عشقتان و اظهار اينكه "دوستت ندارم" تهييج نكنيد. هرگاه نسبت به عملكرد خود ترديد داشتيد از خود بپرسيد "آيا قانونمندي و قيود من به اعتماد به نفس كودكم كمك مي كند؟ همزمان مهربان و محكم باشيد. مثلاً به او بگوييد: "تا يك ربع ديگر تو را سوار اتومبيل مي كنم و به مدرسه مي برم. لباست را مي تواني تا آن موقع بپوشي". شما در عين حال كه سر وقت به حرفتان عمل مي كنيد از اين كه احتمالاً لباسش را نپوشيده عصباني نشويد. چون اين كار را در اتومبيل هم مي تواند انجام دهد. هميشه ببينيم كه درخواستمان از كودك از روي عشق است يا خشم؟ عاقبت انديشي مهم است. اكثر ما مي خواهيم خيلي فوري همه ي امور را تحت كنترل درآوريم و دنبال راههايي براي رسيدن به اين هدف هستيم. درنتيجه فرزندان احساس مي كنند تحت فشار و زور هستند. اما هر قدر نكات بيشتري را از آنها انتظار داريم خودمان هم بايد در رفتارمان ملاحظه ي بيشتري داشته باشيم. مثلاً اگر عصباني شويم و كودك را تنبيه بدني كنيم او از رفتارمان خواهد آموخت (حتي اگر خلاف آن را به او نصيحت كنيم) كه براي به دست آوردن آنچه مي خواهد بايد متوسل به زور شود. صريح و شفاف صحبت كنيد. اگر نظرتان اين است كه در فروشگاه نبايد برايش آبنبات خريده شود اين مسئله را با اخم يا بگومگو يا عصبانيت اظهار نكنيد. به سادگي آن را با خوشرويي بگوييد و به آن نيز عمل كنيد. اگر دو پهلو صحبت نكنيد و نظرتان را ساده و شفاف بگوييد، كودكتان مي آموزد كه به شما احترام بيشتري بگذارد. تربيت صحيح امر پيچيده اي نيست ولي عمل به آن همت و دقت مي خواهد و همسران براي رسيدن به آن بايد توافق و عزم مشترك داشته باشند. 5-كودكان و ارزش هاي اخلاقي و معنوي مكاتب الهي نياز به خلاقيت و احساس شخصيت اگر بتوانيم روح آفرينندگي را كه با كوشش كودك براي ادراك دنياي پيرامونش آغاز به رشد مي كند ، محافظت كنيم و كودك را در ابراز احساساتش آزاد بگذاريم ، او را ياري كرده ايم تا انساني آفريننده و سازنده بار آيد . به عنوان مثال ، والدين بايد براي برداشتن اشياء كودك ، از او اجازه بگيرند . مانند موقعي كه مي خواهند روزنامه شخصي بزرگسالي را طلب نمايند . در اين برخورد ، طفل حس تملك نسبت به اشياء و دادن و پس گرفتن را مي آموزد . احساس مال من، به كودك شخصيت مي دهد و ارزش هايي نو در زندگي او به وجود مي آورد كه يكي از آنها آفرينندگي و خلاقيت است . براي كودك ، يادگيري هر چيز براي نخستين بار و تجربه چيزي كه در گذشته سابقه نداشته است در حكم آفريدن و خلق چيزي نو است . در مراحل يادگيري ، بايد كودك را آزاد گذاشت كه خود از معاني كوچك و ناچيز استفاده كرده و به كليات پي ببرد . به هرحال نبايد در تعليم افراط كرد . از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرزند خود را تا هفت سال رها كن تا بازي كند . كودك بايد آزاد باشد كه با اسباب بازي دلخواهش بازي كند . زيرا اين امر باعث رشد استعداد و ابتكار عمل كودك و سبب ايجاد نوعي تكريم شخصيت در اومي شود و از آنجايي كه كودك علاقه ي شديدي به بازي كردن دارد ، آزاد گذاشتن او موجب رضايت خاطرش مي شود . پدر و مادر نبايد با بي اعتنايي خود سد راه آفرينندگي كودكان گردند . پرسش هاي كودكان پايان ناپذير است و هر پرسشـي را بارها تكرار مي كنند و گاهي والدين را به ستوه مي آورند . بايد كود ك را آزاد گذاشت تا خود ياري بخواهد . كودكي كه طلب كمك مي كند به نيروي خود اطمينان دارد . او فقط كسي را مي خواهد تا در جزئيات ، او را كمك كند . :خدا تو را مرگ بده تو که هميشه مايه سر افکندگي مايي ؛ آخه بچه تو بابه ات چکري بود بابه کلانت چکري بود که تو رفتي با آن بچه ها چکر .ديدي آونا که حتي يک شب در پوسته نخوابيد تو را به زور پول بدر کرديم . مگه من از معلمي چن معاش مي گيرم که ماهي اينقدر پيسه براي تو ده پليس بدم؟ اين حرفهاي بود که باباي اميد مقابل اميد مي گفت آخه اميد جوان بيست و پنچ ساله افغان است که تحصيلات ليسه را تمام کرده ولي بيکار است و روز جمعه همراه دوستان خود به گردش رفته بودند ولي ماموران انتظامي آنها را به جرم ولگردي و مزاحمت به نواميس مردم گرفتند. در کل اميد بچه ي نيست که اينکار ها را بکند .ولي دوستاني زيادي دارد. اميد در مابست گاه پليس که بود نيز با چند نفر ديگر آشنا شد : سلام جرمت چيه اميد: من بي گناهم به من تهمت مي زنند : من هم بيگناهم به من هم تهمت مي زنند بچه جان در اين دنيا کي گناه کار است ؟ حالا بگو که چه تهمتي بهت مي زنند؟ اميد: به من مي گن که تو مزاحم نواميس مردم شدي و ولگردي کدي نمي فامم چرس زدي و .... : خو؟! به من هم تهمت مي زنند که يازنه خوده زدم! اميد : يازنه ؟ خوب حالا زدي ؟ :بله زدم مردکه خر خواهرم را اذيت مي کرد. اميد: خوب اين تهمت نيست اين کار را کردي و بايد قبول کني. :ببين بچه جان دنيا اوني نيست که تو در کتابها خواندي اين است که بزني و بهت تهمت نزنند. اميد: من که نم فامم! : نمي خواي بفامي بيا اين سيگرت را بزن و زياد هم چرت نزن. اميد : من که سيگرت نمي زنم . : غم را کم مي کند خود داني مي زني که من دارم نمي زني هم اصرار نمي کنم. اميد داشت فکرش منفجر مي شد مردم چي خواهند گفت خانواده شان چي خواهند گفت آيا قبول خواهند کرد که اين کار را نکرده است يا نه؟ آبرويش در بين مردم و قوم نرود. با چه نگاهي به مادر و پدرش نگاه کند؟ اميد: واي خدا چه کنم اگه قبول نکنند چي مادرم اگه ناراحت شوه چي ؟ : هيچي ميخواي فکر نکني دوايش پيش من است يک نخ سيگرت. مردک سيگرت را روشن کرد و اميد چند پوک زد ؛ ولي سرفه امانش داد و سيگرت را انداخت دور. مرد آمد و سيگرت را برداشت و گفت :
بچه جان به شما در مکتب ياد ندادن که اسراف نکنيد؟ اميد سرفه کنان: اين چي بود . تو که گفتي آدم را بيغم مي کنه ولي اين که من را داره مي کشد.!؟ : خير است همين قدر براي بار اولت بست است اميد: سرم داره چرخ مي خوره.آي ...... :ببينم تو ايران هم بودي نه؟. لهجه ات به ايراني ها مي ماند. اميد: بله ولي ميگم سرم داره گيج مي ره چکار کنم ؟ :خير است الان همان لحظه نعشه است که به هيچ چيز فکر نمي کني . اميد از خانه بيرون شد داشت به زمان مابست ش فکر مي کرد و غرغر پدرش هم اعصابش را خراب کرده بود.از جيبش يک دو افغاني بيرون کرد و يکراست رفت سراغ دکان دم کوچه شان . : سيگرت داري ؟ :بله چي سيگرت ي : نميدانم فقط سيگرت ميخوام :يک روپه گي يا نه سه تا دو روپه ؟ : همان سه تا دو روپه خوبه اميد همانطور که خيابان را با قدمهايش کوتاه مي کرد سيگرت ش هم کوتاه مي شد .سرش خيلي گيج مي خورد او هم ازاين بابت ناراحت نبود مي دانست که بدنش کمي آرام مي شود :سلام اميد خوبي :سلام من شما را به جا نياوردم :بابا بيخيال ايران يادت نيست کلاس چهارم بوديم ؟بابا منم حميد :ها ..........چطوري بچه خوبي ؟ مي داني چند ساله که از اون موقع ها مي گذره ؟ راستي کارو بارت چيه اين موتر از خودته ؟ :بله کارم بد نيست اين موتر هم از خودمه راستي کجاي ؟ خانه ات کجاست؟چي کار مي کني ؟درسها را به کجا رساندي؟ اميد با کشيدن آهي گفت:هيچ بابا فقط ديپلم را گرفتم اومدم افغانستان ايران که دانشگاه نمي گذارن .کار هم ندارم بيکارم .راستي تو مي تواني برام يک کار پيدا کني؟ :کار ؟ بذار فکر کنم .ولا کار که هست ولي نمي دانم تو اهل اين کارها هستي يا نه؟ : چطور مگه؟آره هستم فقط پول داشته باشه توش؛ من هر کاري بخواهي مي کنم . :راستش را ا گه بخواي من تو کار مواد وقرصها ايکس و فيلم و غيره هستم تو هم مي آي؟ :چي ؟ تو اينکاره اي؟ پسرک که ديد اميد خيلي ناراحت شده است گفت : نه بابا شوخي کردم، ولي اميد، اين کاري که مي گم خيلي پول داره ها! : نه ، اينکار خيلي کار بدي است.طرفش حتي فکر هم نکن .خوب داره ديرم ميشه بفرما بريم خانه ما :نه تشکر اميد جان از اينکه تورا ديدم خيلي خوشحال شدم.باور کن :من هم خيلي خوشحال شدم حميد جان شب شده بود اميد به دم خانه شان نزديک شد .درب خانه باز بود .داخل خان رفت ديد خانه شان ميهمان آمده است. برادر کوچکش جلو آمد ؛ :سلام اميد خاله آمده بچه خاله هم که از آلمان آمده بود هم آمده . اميد خوشحال شد راستش خيلي مي خواست که کريم بچه خاله اش را ببيند و از او درباره آلمان بپرسد تا شايد همکاري کند که اميد هم بتواند آلمان برود.دستش را به دستگيره در گرفت، همزمان از برادرش پرسيد مي داني چکار آمده است؟ :ها؛ فکر کنم خواستگاري فريبا آمده، چون داشتند درباره درس و کار کريم مي پرسيدند. اميد دستش سست شد با خود فکر کرد که نمي شود اين قضايا را امروز مطرح کرد.راستش هم اميد خيلي خواهر کريم را دوست داشت .با خود گفت اگه اين وصلت سر بگيرد خيلي خوب مي شود هم شايد برايش کاري پيدا شود وهم اينکه شايد بتواند آلمان برود و از همه مهمتر مينا خواهر کريم بود که به اميد هم علاقه داشت و با اينکار کارها همه درست مي شد.يک راس رفت سراغ آشپزخانه ؛ خواهرش فريبا داشت چاي دم مي کرد طرفش نگاه کرد ؛ خواهرش هم سلام کرد. :عليک سلام عروس خانم :عروس خانمي چي؟ هنوز که هيچي معلوم نيست. :خوب مي رم معلوم ميکنم :اميد حالي هم وقت مذاق است؟ :نه بابا مثل اينکه عروس خانم بله را خيلي با افتخار داده است .ببينم خواهر جان راست بگو جوابت بله است يا نه؟ : خوب او همه چيز داره ؛ خانه داره موتر داره از همه مهمتر دَه خارج زندگي مي کنه . اميد که دلش مي خواست که همچين جوابهايي بشنود . براي اينکه کارهاي خودش سر بگيرد دستانش را بهم ماليد و يک استکان چاي از روي سيني گرفت گفت : مذاکرات صلح تا چه حد پيش رفته؟ : هيچي فکر کنم که نمي شه ؟ : اه .! چرا؟ : اميد جان ناراحت که نمي شي؟ اميد داشت همچون که چاي مي خورد گفت : نه چرا بايد ناراحت بشم؟ : قول مي دي؟ : با اجازه کلانتر ها بله . : نه شوخي نکن . ببين مادر به خاله گفت که ما به شرطي دختر مان را به شما مي ديم که شما مينا را به اميد ما بديد. اميد که داشت از شوق بال در مي آورد گفت: خوب خوب ؟ :خوب که خاله گفت که پسر ما انجينير است ولي پسر شما ............... (سکوت) تازه خبر داره که تو چند شب مابست بودي. اميد يک دفعه گيلاس چاي از دستش افتاد انگار تمام آسمان سرش خراب شده بود خيلي ناراحت شد و از خانه آمد بيرون. اميد همانطوري بازهم سيگرت ش کوتاه مي شد راه خانه حميد را کوتاه مي کرد. دان در حميد رسيده بود ناخواسته در زد. :کيه ؟ صبر کن آمدم :منم اميد، حميد جان خانه اي؟ در باز شد حميد اميد را ديد و يک نگاهي عجيب به کوچه انداخت که کسي نباشد بعدش هم گفت بيا تو اميد جان. اميد که نمي خواست مزاحم شود ولي با اصرار حميد داخل خانه شد.حميد خيلي خانه ي کلاني داشت و خيلي پولدار به نظر مي رسيد .اميد هرچه که خانه و امکانات حميد را ميديد بيشتر به فقر خودش فکر مي کرد و بيشتر ناراحت مي شد :بيا اميد جان اين گيلاس ليمونات را بنوش تا طبيعتت ديگه شوه اميد که تا حالا ليمونات نخورده بود گيلاس را نگرفت و گفت تشکر اگه چاي داري چاي بيار. : چشم چشم؛ مي گويند آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است سيگرت بعد چايي؛ چايي بعد سيگرت بيا اين سيگرت را روشن کن تا من برم براي دوست عزيزم چاي دم کنم . : سيگرت !؟ تو سيگرت هم مي کشي ؟ :بله چطور مگه تو نمي کشي؟ :چرا مي کشم ولي خيلي تعجب کردم تو در دبستان که ورزشکار بودي! :خوب تو که مي کشي چرا ما را مي کشي؟ عجب نداره جانم مانده که تعجب کني. راستش سيگرت و ترياک را اگه آدمهاي باسواد بکشن معتاد نمي شن .ولي اگه آدمهاي بيسواد بکشن زودي معتاد مي شن چون ما مي دانيم که بد است و زياد نمي کنيم. فقط گاهي که زندگي فشار بياورد يک دودي بالا مي ديم.ولي اين زندگي لامصب همه اش شده امروزه فشار. : تو که نبايد اين حرفها را بزني ولي گفته باشم من سيگرت مي کشم ولي ترياکي نيستم . تازه تو که وضع زندگي ات خوبه . بيا مارا بگو. : نه اميد جان . هر که برفش بيش غمش بيش . من هم ترياک مي زنم هروئين مي زنم ولي نه ترياکي ام نه هروئني. :مگه مي شود؟ : چرا نمي شود ؟ مگه خودت سيگرت ي هستي؟ :نه فقط گاهي مي کشم.
از اين ملاقات روزها گذشت . اميد در داروخانه بود داشت براي تزريق سرنگ
مي خريد ولي اينبار پولي نداشت که سرنگ بخرد .موادش را که تاکنون حميد
داده. داخل شد و گفت من پول ندارم ولي يک سرنگ مي خواهم خيلي کار ضروري
دارم . ادامه دارد....
انتخابات پارلماني ختم قيموميت بين المللي را كه جزيي از معاهده بن بود
، اعلان مي كند و
افغانستان را در خطرناك ترين وضعيت بعد از آزادي كابل از تسلط طالبان
قرار
مي دهد.
نام ونام خانوادگي : سن شغل: ميزان تحصيلات: جنس : زن مرد پست الکترونيکي : 1- تا کنون چند شماره کليک را مطالعه کرده ايد؟ 2- چند درصد مطالب هر شماره کليک را مطالعه نموده ايد؟ 10 تا 25 درصد 26 تا 50 درصد 51 تا 75 درصد 76 تا 100 درصد 3- لطفا عنوان تمام مقالاتي که مورد توجه شما قرار گرفته ،بنويسيد. 4- نظر شما درمورد مصاحبه چيست و، مصاحبه ها درباره چه موضوعاتي باشد؟به ترتيب اهميت ،سه مورد را بنويسيد. 5- به نظر شما درج کدام مطالب مفيد نبوده است ؟ 6- به نظر شما درج کدام مطالب ،نادرست ومضر بوده است؟ 7- صفحه آرايي کليک چگونه است؟ نسبتا خوب خيلي خوب بد خيلي بد 8- شما ميخواهيد از ديد گاه يک افغان محصل مخاطب اين نشريه درباره کدام مسائل مطلع شويد؟ 9- چه کساني را براي مصاحبه با کليک پيشنهاد ميکنيد؟ 10- اگر بخواهيد چهار مقاله براي کليک بنويسيد،احتمالا در چه موضوعاتي خواهد بود؟ 11- شما ،چرا کليک را براي مطالعه انتخاب کرده ايد؟ 12- به نظر شما کليکبا ديگر نشريات هموطن در ايران چه تفاوت هايي دارد؟ 13- اگر بخواهيد نشريه کليک را در دو خط براي کسي معرفي کنيد ،چه خواهيد نوشت؟ 14-موضوعات ذيل را به ترتيب اهميت شماره گذاري کنيد: v مسائل ومشکلات اجتماعي مهاجرين افغانستان در ايران( تعاملات فرهنگي، کمبود امکانات آموزشي، افت تحصيلي وترک تحصيل در بين محصلين و…) v مسائل اقتصادي مهاجرين (اشتغال مجاز وغير مجاز – بيکاري و…) v مسائل اجتماعي در داخل افغانستان ( بيسوادي – تعصبات قومي ، مذهب ….) v مسائل اقتصادي داخل افغانستان v مسائل سياسي کشور (حکومت ، تنش ها، دخالت بيگانگان) v مسائل فکري واعتقادي v مسائل علمي وتخصصي 15 – لطفا ديگر موضوعات پيشنهادي خود را بنويسيد.
16 –بطور کلي ، ارزيابي شمااز تاثير نشريات مهاجرين در رشد فکري وآگاهي هاي خوانندگان،در کجاي پيوستار ذيل جاي ميگيرد؟
17- نظر شما درمورد ادامه انتشار کليک چيست؟ کاملا موافقم موافقم مخالفم کاملا مخالفم 18- چه نظري براي بهترشدن کليک داريد؟ 19- تاکنون چند شماره کليک را دريافت کرده ايد ؟ چگونه وروند توزيع به چه صورت بوده است؟ 20- آيا دلتان ميخواهد براي تداوم انتشار کمک کنيد؟ چه کمکي؟ ترجمه ارسال مقاله عضويت درکادر کليک موارد ديگر… 21 چه نامي را براي نشريه پيشنهاد ميکنيد؟ کپي اين پرسشنامه نيز قابل قبول است
ما مشتاقانه
در انتظار ديدار شما ودريافت نظرهاي ارزنده تان هستيم، واگرپاسخ شما را
دريافت نکرديم، تلقي ما اين است که نشريه به دست شما نميرسد .
|
|
|
|
|