مافیای ارگ ریس جمهور را
بکجا میکشاند
نويسنده: اکمل داوی
ارسال:
باميان مهر آئيين
دیوارهای
بلند و محافظین خشن حامد کرزی را از انظار عامه دور
نهگداشته است، اما شماری هستند که همه روزانه بیشتر از
دوازده ساعت ریس جمهور را بگونه نامری نظارت مینمایند. ریس
دولت هر صبح 8:30 بدفتر کارش، قصر گلخانه، مِیآید و به
روال معمول تا ساعات 8 و 9 شام افرادی را که قبلا وقت
ملاقات شان از طرف ریاست دفتر تنظیم میگردد به حضور
میپذیرد. باآنهم اندک بزرگانی چون صبغت الله مجددی
میتوانند بدون ترتیبات قبلی وارد دفترکار ریس جمهور گردند.
ویژه
گی بارز شخصیت حامد کرزی اینست که قلب مهربان دارد و بیشتر
در پای عواطف و احساسات تصمیم میگیرد، و این به آنهای که
از نزدیک با وی کار مینمایند بخوبی آشکار است. نظریه
دانشمند شهیر ایتالیای، نکول ماکیاولی، که گفته بود
"شهریار مستبد
موفق است"
شاید در مورد کرزی 49 ساله خوبتر صدق کند. کرزی، حداقل در
وضعیت موجود، برای افغانستان اضافه از حد لازم دموکرات،
آرمانگرا و مهربان است و این بزرگترین نکته ضعف اوست. بی
کفایت ترین و فاسدترین مقامات ارشد دولت از عواطف حامد
کرزی بمثابه کارا ترین ابزار بقا در قدرت استفاده
مینمایند.
کرزی با آنکه باعقلانیت فلسفه لیبرال و سیکولار آشنای فکری
دارد، اما همواره سعی میورزد نقش یک رهبر سنتی افغان را
ایفا کند و بعضا در این عملکرد تقلبی افراط مینماید. مشکل
است باورهای فکری این مرد را که هم در جهاد نقش داشته و هم
با واشنگتن روابط عمیق دارد تشریح و تحلیل نمود. شماری
کرزی را در مرز دموکراسی لیبرال و محافظه کاری دینی
میپندارند – چه او گاهی با روشنفکران سر میجنباند و زمانی
با داعیان جهاد و دین همصدا بوده است. اما در حقیقت حامد
کرزی نه دموکرات روشنگرا است و نه هم بنیادگر دینی. او
متزلزل، بی باور و گاهگاهی فرصت طلب است. بی هویتی سیاسی
و فکری ریس جمهور سیمای سیاسی دولت را ضد و نقیض شکل داده
و تصامیم و راهکرد نظام موجود را در قید یک کشمکش زیانبار
نهگداشته است. فقدان سیاست روشن در رهبری کرزی خلا دگری
است که همکاران زیرک او بیشترین سود را از آن میبرند.
مافیای ارگ کیست/چیست؟
به استثنای مسوولین امنیتی
و خدماتی، حدود یکصد کارمند در ارگ کار میکند. اگر چه کرزی
دو دستیار یا سکرتر دارد که بیشتر با
وی در تماس
هستند، اما ریس دفتر، ریس اداره امور (که چندین پست مهم
دگر را هم در انحصار دارد)، مشاور امنیت ملی، مشاور امور
فرهنگی و سخنگو از جمله افرادی اند که بیشترین حرف را
بگونه تحریری و شفاهی به ریس جمهور میرسانند. اینها با
(ظاهرا برای) ریس دولت کار میکنند. برای سخنگو و مشاور
فرهنگی نهگداشت موقف بیشتر اهمیت دارد، اما ریس دفتر، ریس
اداره امور و مشاور امنیت ملی بیشتر مصروف مسایل سیاسی و
گسترش نفوذ خود هستند. در وضعیت موجود مثلث دو ریس و یک
مشاور دستگاه کاری ارگ را بطور سیستماتیک کنترول مینماید.
باآنکه پایه های مثلث ارگ متحد نبوده و اییتلاف ندارد اما
سیستم درونی ارگ طوری شکل داده شده است که ریس جمهور از
ابعاد گوناگون وابسته هرکدام آنهاست. ارزشهای مشترک
ایدیولوژیک، گذشته مشابه، عناصر مجهول و یک سلسله پیوندهای
بلندمدت دو ریس باقدرت ارگ را از مدتی بدینسو با هم نزدیک
ساخته است (گفته میشود در گزینش مجدد ریس دفتر، ریس اداره
امور موثرترین نقش را ایفا نمود).
مشارو امنیت ملی از نزدیکی دو ریس نگران است، اما این کهنه
داکترطب اطمینان دارد که بر روان ریس دولت حاکم است و
میتواند جلو بداندیشی روسای با نفوذ را بگیرد. مشاور کم
حرف – که بتقلید مشاورین امنیت ملی کاخ سفید تلاش میورزد
نقش محوری در ارگ داشته باشد – بلوسیله اییتلاف با ریس
اداره امنیت ملی یک زیربناء استخباراتی را در ارگ بوجود
آورده است که با استفاده از آن دلچسپی ریس جمهور را به
کارکردهای خود جلب نموده است.
هر دو ریس از برکت سابقه کاری مشترک، و شناخت با منابع
پول ده، میلیونها دالر بودجه غیردولتی دارند (بیشتر از ده
میلیون دالر از جانب اداره انکشافی امریکا و ملل متحد به
اداره امور و ریاست دفتر داده میشود). پول منبع قدرت است و
مصرف غیرشفاف میلیونها دالر، زیر شعار ظرفیت سازی، در
ساختن شبکه قدرت و تحکیم نفوذ این دو ریس بسیار موثر واقع
شده است.
اما مافیای ارگ چگونه بر افکار
و تصامیم ریس جمهور تاثیر میگذارد؟
صبغت الله مجددی، رهبر حزب نجات ملی، که سالها قبل از هجوم
قشون سرخ به افغانستان از کشور متواری گردیده بود و ابتدا
با حمایت ذوالفقار بوتو و بعد با پشتیبانی ضیاالحق علیه
دولت سردارمحمد داود مبارزه مینمود از نخستین مربیان حامد
کرزی در کارزار عملی سیاست است. کرزی، به استثنای حاکمیت
بعد از طالبان، تمام حیات سیاسی اشرا در رکاب متنفذین
سیاسی جهادی و خاندان شاهی تجربه نموده است و هیچگاهی،
بشمول پنج سال گذشته، ویژه گی یک رهبر مستقل را از خود
تبارز نداده است. از لحاظ روانی، کرزی همواره پیرو نظر
دیگران است و غالبا حرف اول را نمیزند.
کرزی بیشترازهرکس دگر خود بر منطق و خردی که برمبنا آن
تصمیم میگیرد بی باور است. موقف ریس جمهور اگر با یک طرف
موافق نباشد، بدون شک با طرف دگر همنوا میباشد – او هرگز
قاطعانه آیده و نظر خود را بر خلاف دیگران عملی نه نموده
است.
خوب-و-بد و باید-و-نباید ذهن حامد کرزی ساخته و بافته یک
سیستم اداری است که بگونه نامری او را در انحصار یک وابسته
گی عقلانی قرار میدهد. او هراسی عمیقی از اشتباه خود دارد
و نمیخواهد یکسره و بدون راهنما عمل نماید. بیم از اشتباه،
متاسفانه، کرزی را ناخواسته مجبور به عملکرد کور-کورانه
نموده است و بسا خطاهای بزرگی را در رهبری او ببار آورده
است. افراط دراجماع گرای وسیله مطلوبی است که با بکار گیری
آن ریس جمهور، در صورت لزوم، نارسای های رهبری خود را
توجیه مینماید. کرزی میخواهد این گفتمان را تقویت نماید که
"ریس جمهور
خوب است، اما اطرافیان اش بد هستند.
"
از شگفتنی های ارگ یکی اینست که
تقریبا تمام ملاقاتهای ریس جمهور در حضورداشت و مشورت ریس
دفتر صورت میگیرد، و جالبتر اینکه اولی ویژه گی حرف شنوی و
دومی حرف گویی حیرت انگیزی دارد. عدم حضور ریس اداره امور
و مشاور امنیت ملی در تمام ملاقاتهای ریس جمهور موجب کاهش
نفوذ آنها را فراهم نمیسازد. این دو در هر گوشه و هر اطاق
ارگ شخصا موجودیت فزیکی ندارند، ولی هر تصمیم و عملکرد ریس
جمهور بگونه نامری و سیستماتیک مراقبت و
Scan میشود.
ریس جمهور کی را باید ببیند، چی باید بشنود و حتی اینکه چه
باید بگوید مسایلی اند که روی یک برنامه دقیق اجرا میگردد.
چگونه باید ظواهر یک امر را باید به ذوق و ایده ریس جمهور
فراهم کرد؟ پاسخ این پرسش را دو ریس و مشاور ارگ بهتر از
دیگران میدانند. دو ریس و مشاور بخوبی میدانند با کدام
الفاظ و جملات عواطف و احساسات ریس جمهور را تحریک نمایند
و در روشنای آن منطق-تصمیمگیری وی را شکل دهند. حامد کرزی
یا بنابر محدودیتهای زمانی و یا بدلیل فقدان یک پوتانسیل
قوی علمی نتوانسته است صحت و سقم عقلانیت تصامیم خود را
بگونه مؤثر تحلیل و موشکافی نماید. کرزی به حرف – نه عمل –
به ساده گی متقاعد میگردد.
افول حیرت انگیز محبوبیت و کاهش حمایت داخلی مسیری است که
مافیای ارگ تا اکنون حامد کرزی را بدان کشانیده است. بر
علاوه نهادینه شدن فساد اداری، آشفتگی سیاسی و ناکارای در
نظام موجود جهت های است که ریس جمهور چشم و گوش بسته بطرف
آنها گام برمیدارد. هر مظاهره و یا احتجاجی که در کابل،
ننگرهار و سایر نقاط کشور میشود دو شعار همواره در بگوش
میرسد: مرگ بر کرزی، مرگ بر امریکا! این کرزی است که باید
حساب ضیاع بزرگترین فرصت ملی افغانستان را بدهد. مافیای
ارگ و عناصر آن نه مشروعیت و نه هم مسوولیت افغانی دارند.