صفحه اصلی | نشريه کليک | مديرت وب سايت| اعضاء اين انجمن | واحد پژوهش | اخبار روز | لينکستان| گالری فعاليتها | ارتباط با ما

با سلام به سايت انجمن فرهنگی تبلور اندیشه خوش آمديد....... استفاده از تمام مطالب اين سايت با نقل منبع مجاز است .......شما هم براي ما مطلب بفرستيد   بطور کلي نمي توانيم بگوييم آگاهي کامل داريم ولي قادر بدرک اين هستيم که ضميري نا خود آگاه انسان را به نقش داشتن هر چه ملموستر در اجتماع تشويق مي کند و آن زماني بروز ميکند که انسان جامعتر آگاهتر و محبوبتر از قشر ديگر جامعه در کردارهاو رفتارهاي اجتماعي خود در هر وظيفه اي که دارد عمل کندجهت اينکه تعميم اين رفتار در جامعه سو گرايي اقشار مختلف را به سوي جامعه اي متعالي بهمراه داشته باشد . انسان هميشه بايد واقعيت ها را در نظر داشته باشد زيرا هر هنجاري در جامعه ممکن است براي عده اي قليل در همان جامعه ناهنجار محسوب گردد و تعميم دادن اين هنجار کنش مطلوب خاص خود را جهت تطبيق همه جانبه آن هنجار در سطح جامعه مي خواهد . پس در هر جامعه اي براي عموميت يافتن هر هنجاري بايد از اصلي ترين پايه تشکيلاتي آن جامعه که همانا آموزش و پرورش است شروع نمائيم زيرا ما مي توانيم تمام القاءات فکري اي که تعالي فرهنگي و علمي جامعه را بهمراه داشته باشد براي جامعه تبين نمائيم . بخاطر اينکه تربيت مهمترين عامل جهت ساخت جامعه اي معرفي شده است . اگر احيانا بخواهيم در جامعه اي براي تعالي سطح فرهنگ جامعه سرمايه گذاري کنيم بايد ابتدا به بررسي اين پديده اجتماعي بپردازيم و کليه ضعفها و کاستيها را شناخته ودر  رفع آن کاستيها بپردازيم تا به آنچه مي خواهيم برسيم پس در جامعه اي مانند افغانستان که مدت 22سال  در حال جنگ و خونريزي بوده و اکنون با ثبات ايمني موقتي روبرو شده است ما مي توانيم در سدر احياي يک نو گرايي فکري و اجتماعي بپردازيم واين امر يعني زنده ما ندن و بقاي حيات جامعه بسوي تعالي فرهنگي به يک سرمايه گذاري مناسب و برنامه ريزيهاي همه جانبه و کامل را مي طلبد تا از انحطاط جلو گيري شود. بدين جهت ما با تکيه بر تواناييهايمان مي خواهيم با گام هاي کوچک اما محکم و اهداف متعالي اما قابل پياده ساختن در اين راه گام بر داريم و اميد به همياري شما عزيز داريم  با ما در تماس باشيد   به اميد اينکه پذيراي مابوده

جامعه امروز

مصطفي وفايي

در جامعه اي که ما زندگي مي کنيم ، با خيلي از افرادهاي متفاوتي سرو کار داريم که هر کدام از آنها اخلاق و رفتارهاي متفاوتي نسبت به اتفاقات روزمره و جامعه کنوني که سراسر شور و هيجان و اضطراب هاي مثبت و منفي که دخيل کننده در زندگي ما هستند ، دارند . اين هيجان ها و اضطراب ها همان احساسات و عواطفي هستند که انسان در مراحل زندگي و کارهاي روزانه اش از خود عکس العمل نشان مي دهد .

به طور مثال شخصي را در نظر مي گيريم که از نتيجه يک عملش بسيار خوشحال و راضي به نظر مي رسد طوري که دنيا براي او معناي خاصي پيدا مي کند و خود را  خوشبخت ترين آدم روي زمين مي داند و احساس غرور شگرفي در ذهنش پديدار مي شود و به طور قطع شادي را احساس مي کند . هرچند که شايد نتيجه کارش چندان مهم و عوام پسندانه جامعه نباشد .

اين نگرش هاي مثبت مي توان زمينه اي باشد براي بهبود دادن عملي ديگر يا انجام دادن عملي بزرگتر و رسيدن به هدفي که شايد براي خيلي از ما بسيار دشوار و حتي در بعضي از مواقع غير ممکن به نظر برسد 

اما از سوي ديگر ، شخص دومي را در نظر مي گيريم که از برخورد با مشکلي يا ناراحت شدن از کسي بسيار گله مند و شاکي شده است   خودش را يک شخص نا اميد و شکست خورده مي بيند و همان طور نا اميدانه و شکست وار به مشکلات قبلي خود فکر مي کند و براي هرکدام دليل و برهان محکمه پسندي مي آورد و همه ايم مصيبت و ناکامي ها را به عنوان تقدير و سرنوشت  به خود برچسب مي زند . سپس در پي همين کس مکس ها او به طرز فکر بسيار منفي روي مي آورد و به خود مداوم تکرار مي کند که اين زندگي پوچ و يأس آؤر است . اصلاً اين دنياي بي ارزش ، ارزش زندگي کردن را هم ندارد و هزاران جملات مأيوس کننده ديگري که شايد حتي درصد خيلي کمي را هم به خود اختصاص ندهند از مقابل ذهنش مي گذرد و به باورهايش اضافه مي شود . در نتيجه همه اين افکار و نگرش هاي تلخ دست به دست هم داده و زمينه اي را براي فقر و ضعف در توانايي مقابله با مشکلات را فراهم مي نمايد ..

بنابراين مي توان گفت که اگر انسان عملي را انجام دهد چه مثبت و چه منفي ، مي تواند براحتي نفوذ شگرفي در اعمال و رفتارهاي بعديش داشته باشد و تأثير هر يک بر ديگري را دو چندان سازد

در عصر ما ، که زندگي ماشيني نقش بسزايي دارد و انسان ها با افکار پيچيده سعي در حل مشکلات پيچيده تر را دارند ، مطمئنا مشغله هاي ذهني و طرز فکرهاي درست و يا نادرست خواه نا خواه افزايش مي يابند و به سادگي مي توانند نفوذ و تأثير چشمگيري در زندگي شخص داشته باشند . بدين معنا که دنياي کنوني و يا به اصطلاح دانشمندان و مورخان هزاره سوم مي تواند موجي از بينش و نگرش هاي متفاوت و متضاد را در خود جاي داده باشد . چون اگر به تاريخ بشريت نگاه مختصري بيندازيم ، پيشرفت و تکامل روز افزوني را شاهد خواهيم بود که تکنولوژي و علوم هاي مختلف با افکار و عقايد بي نظير روز به روز به دانش و بينش انسان افزوده مي شود و اين دايره به قدري گشترده و عميق است که حتي با اختراع تکنوماهواره ها و يا پاگذاشتن انسان روي کره ماه ، شايد کمترين نتيجه اي باشد که مخلوقات بشر تا کنون به آن دست يافته باشند .

البته ، با وجود همه اينها نبايد تکنولوژي روز و عصر ارتباطات را زير سؤال برد و آن را نقض حقوق براي انسان دانست که بر باور بودن همين نيز خود باعث اختلال در نظم زندگي و روحي شخص خواهد شد .بنابراين با تمام اين استدلال ها ، مي توانيم کاهش و يا افزايش نسبي را در بدست آوردن استرس ، نگراني ، شادي ، تحمل پيروزي و يا شکست را در طول جريان زندگي مشاهده نماييم . پس مثبت انديشيدن به طور عاقلانه و سنجيده در مواقع شکست ، نااميد شدن را غير ممکن مي سازد و به طور قابل متوجهي از نگرتني ها و ترس ها مي کاهد .