جامعه امروز
مصطفي وفايي
در جامعه اي که ما زندگي مي کنيم ، با خيلي از افرادهاي
متفاوتي سرو کار داريم که هر کدام از آنها اخلاق و
رفتارهاي متفاوتي نسبت به اتفاقات روزمره و جامعه کنوني که
سراسر شور و هيجان و اضطراب هاي مثبت و منفي که دخيل کننده
در زندگي ما هستند ، دارند . اين هيجان ها و اضطراب ها
همان احساسات و عواطفي هستند که انسان در مراحل زندگي و
کارهاي روزانه اش از خود عکس العمل نشان مي دهد .
به طور مثال شخصي را در نظر مي گيريم که از نتيجه يک عملش
بسيار خوشحال و راضي به نظر مي رسد طوري که دنيا براي او
معناي خاصي پيدا مي کند و خود را خوشبخت ترين آدم روي
زمين مي داند و احساس غرور شگرفي در ذهنش پديدار مي شود و
به طور قطع شادي را احساس مي کند . هرچند که شايد نتيجه
کارش چندان مهم و عوام پسندانه جامعه نباشد .
اين نگرش هاي مثبت مي توان زمينه اي باشد براي بهبود دادن
عملي ديگر يا انجام دادن عملي بزرگتر و رسيدن به هدفي که
شايد براي خيلي از ما بسيار دشوار و حتي در بعضي از مواقع
غير ممکن به نظر برسد
اما از سوي ديگر ، شخص دومي را در نظر مي گيريم که از
برخورد با مشکلي يا ناراحت شدن از کسي بسيار گله مند و
شاکي شده است خودش را يک شخص نا اميد و شکست خورده مي
بيند و همان طور نا اميدانه و شکست وار به مشکلات قبلي خود
فکر مي کند و براي هرکدام دليل و برهان محکمه پسندي مي
آورد و همه ايم مصيبت و ناکامي ها را به عنوان تقدير و
سرنوشت به خود برچسب مي زند . سپس در پي همين کس مکس ها
او به طرز فکر بسيار منفي روي مي آورد و به خود مداوم
تکرار مي کند که اين زندگي پوچ و يأس آؤر است . اصلاً اين
دنياي بي ارزش ، ارزش زندگي کردن را هم ندارد و هزاران
جملات مأيوس کننده ديگري که شايد حتي درصد خيلي کمي را هم
به خود اختصاص ندهند از مقابل ذهنش مي گذرد و به باورهايش
اضافه مي شود . در نتيجه همه اين افکار و نگرش هاي تلخ دست
به دست هم داده و زمينه اي را براي فقر و ضعف در توانايي
مقابله با مشکلات را فراهم مي نمايد ..
بنابراين مي توان گفت که اگر انسان عملي را انجام دهد چه
مثبت و چه منفي ، مي تواند براحتي نفوذ شگرفي در اعمال و
رفتارهاي بعديش داشته باشد و تأثير هر يک بر ديگري را دو
چندان سازد
در عصر ما ، که زندگي ماشيني نقش بسزايي دارد و انسان ها
با افکار پيچيده سعي در حل مشکلات پيچيده تر را دارند ،
مطمئنا مشغله هاي ذهني و طرز فکرهاي درست و يا نادرست خواه
نا خواه افزايش مي يابند و به سادگي مي توانند نفوذ و
تأثير چشمگيري در زندگي شخص داشته باشند . بدين معنا که
دنياي کنوني و يا به اصطلاح دانشمندان و مورخان هزاره سوم
مي تواند موجي از بينش و نگرش هاي متفاوت و متضاد را در
خود جاي داده باشد . چون اگر به تاريخ بشريت نگاه مختصري
بيندازيم ، پيشرفت و تکامل روز افزوني را شاهد خواهيم بود
که تکنولوژي و علوم هاي مختلف با افکار و عقايد بي نظير
روز به روز به دانش و بينش انسان افزوده مي شود و اين
دايره به قدري گشترده و عميق است که حتي با اختراع
تکنوماهواره ها و يا پاگذاشتن انسان روي کره ماه ، شايد
کمترين نتيجه اي باشد که مخلوقات بشر تا کنون به آن دست
يافته باشند .
البته ، با وجود همه اينها نبايد تکنولوژي روز و عصر
ارتباطات را زير سؤال برد و آن را نقض حقوق براي انسان
دانست که بر باور بودن همين نيز خود باعث اختلال در نظم
زندگي و روحي شخص خواهد شد .بنابراين با تمام اين استدلال
ها ، مي توانيم کاهش و يا افزايش نسبي را در بدست آوردن
استرس ، نگراني ، شادي ، تحمل پيروزي و يا شکست را در طول
جريان زندگي مشاهده نماييم . پس مثبت انديشيدن به طور
عاقلانه و سنجيده در مواقع شکست ، نااميد شدن را غير ممکن
مي سازد و به طور قابل متوجهي از نگرتني ها و ترس ها مي
کاهد .