|
بنام حق زمانيکه عده ای مرگ را سكوي پرواز دانستند، دو واژه يأس وشكست كه در زندگي معمولي انسانها وملت ها وجنگ ها مفهوم پيدا مي كنند در زندگي ايشان بي معني است ،آري غالبِيَته في صورة المغلوبيه، اين است ويژگي پديد آورنده ي نهضت های زنده جهان و را زحياتمندی آنها ,كه در وراي ظاهر پديده ها ، دنياي رنگين ديگري موج مي زند، كه براي شناختن آن دنيا ورا ه يافتن بدان چشمه حقيقت ونوشيدن از آن بايد از خود گذشت وهمه رنجهاي رفتن را به جان پذ يرفت واين تحقق نمي پذ يرد مگر در داشتن ايمان و شخصيت انسان فقط با داشتن ايمان كمال مي يابد زيرا بدون ايمان هر انساني غرق در خود خواهي- كه هيچ گاه از لاك منافع خودي خويش بيرون نمي آيد- مي گردد، ورود مي باشد تكليف خويش را از زندگي در مسايل اخلاقي واجتماعي بر خورد مي نمايد وناچار بايد عكس العمل خاصي در برابر اينگونه مسايل نشان بدهد، انسان اگر مكتب وآييني تكليفش را روشن نكرده باشد همواره مردد به سر مي برد، گاهي به اين سو وگاهي به سوي ديگر كشيده مي شود، موجودي مي گردد ناهماهنگ ، آري در اصل ضرورت پيوستن به يك مكتب وايده داشتن ايمان ترديدي نيست وآنچه مورد نظر پيام حريّت نهضت حياتمند است كه بايد مورد توجه واقع شود اينست كه تــنها ايمان مذهبي وباورهاي آن قادر است انسان را به صورت يك مؤمن واقعي در آورد، كه هم خود خواهي وخود پسندي را تحت شعاع ايمان وعقيده ومسلك قرار دهد وهم نوعي تعبد وتسليم را در خود ايجاد كند بطوري كه انسان در كوچكترين مسئله اي كه مكتب عرضه مي دارد به خود ترديد راه ندهد وهم آنرا به صورت يك شئي عزيز ومحبوب وگرانبها درآورد در حدي كه زندگي بدون آن برايش هيچ و پوچ وبي معني باشد وبانوعي غيرت وتعصب از آن حمايت كند . گرايش هاي ايماني مذهبي موجب آن است كه انسان تلاشهاي علی رغم گرايشهاي طبيعي فردي انجام دهد واحياناً هستي وحيثيت خود را درراه ايمان خويش فدا سازد واين درصورتي ميسر است كه ايده ي انسان جنبه ي تقدس پيدا كند وحاكميت مطلق بر وجود انسان بيايد، تنها نيروي مذهبي است كه قادر است به ايده ها تقدس ببخشد وحكم آنها را در كمال قدرت بر انسان جاري سازد ، گاهي انسان نه از راه ايده وعقيده مذهبي بلكه تحت فشار عقده ها وانتقام گيري در برابر احساس فشارها دست به فداكاري مي زند ، پس تـفاوت ايمان وعقيده مذهبي با غير مذهبي در چيست ؟ آنجا كه پاي عقيده مذهبي در ميان مي آيد و به ايده قداست مي بخشد , فداكاريها از روي رضايت وبه طور طبيعي صورت مي پذيرد و فرق است بين كاري كه از روي رضايت وايمان صورت مي گيرد كه نوعي انتخاب است با كاري كه تحت تأ ثير عقده ها وفشارهاي ناراحت كننده دروني صورت مي پذيرد كه نوعي انفجار است ، پس مابا آگاهی کامل انتخاب ميکنيم راه رسيدن به شدن را...
|