اين قوه هاي جاذبه خطر ساز كه در سدد جذب اگاهان و انديشمندان جامعه است وبه وسيله مجذوب نمودن انها مي خواهد سد راه انجام مسئوليتهاي محوله مذهبي شوند وحس مسئوليت پذيري انها را بكشند. هوسهاي نفساني نام دارد كه اشكال گوناگوني دارد ثروت.رسيدن به مقام و رياست .حفظ موقعيت هاي نامشروع اجتماعي وراحت طلبي از جمله اين حوسهاست. كهداراي حذبه شديد مي باشند چنانچه اگر دانشمند مذهبي يا شخصيت ديني ويا يك طلبه حوزوي در برابر ان نتواند خود را كنترل مايد نه تنها به اسلام ومسلمين خدمت نمي كند بلكه دين را براي رسيدن به منافع دنيوي خويش استخدام مي كند ودر نتيجه نه تنها خود بلكه افرادي از جامعه را به دنبال خود به نابودي ميكشاند .در اينجا چه بسا زيبنده كلام مولاي متقيان حضرت علي (ع) است كه براي توجه دادن به اين واقعيت جمله اي را از سخنان حضرت عيسي (ع) نقل نموده اند كه به حواريون مي فرمود :دانشمند پزشك دين است وپول پرستي وزر اندوزي بيماري دين اند هنگامي كه ديديد پزشك بيماري را به خود جذب هرچه انسان ازلحاظ مقامات معنوي در صحنه علم ودانش ديني جايگاه بلند تري داشته باشد وظيفه ومسئوليت او سنگين تر وخطير تر خواهد شد زيرا اقيانوس حيات داراي جاذبه هاي مختلف ومتنوعي است كه سفينه هاي نجات در صورتي مي توانند از انها بگذرند وسرنشينان خويش را به سرمنزل مقصود برسانند كه داراي نيروي مخالف اين جاذبه ها باشند .تا مجذوب انها نشده زيرا در صورت جذب شدن خطر نابودي وغرق دراين جاذبه ها قطعي است.او اعتماد نكنيد وبدانيد كه او خير خواه جز خود نيست(1)وامام صادق مي كند وخود او بيمار است به در اين باره ميفرمايد :وقتي ديديد يك شخصيت مذهبي ودانشمند ديني به هوسهاي گوناگون مادي علاقمند است به او اعتماد نكنيد زيرا هر عاشقي در گرو محبوب خويش است وچنين فردي دين را وسيله به دست اوردن دنيا ميسازد .(2)امام باقر در نامه اي به به مسلم ابن زهري (نمونه اي از آگاهان بي مسئولبت صدر اسلام چنين ميفرمايند:نعمت هاي خدا تو را فرا گرفته زيرا جسم تو را سالم و عمرت را طولاني نموده وبا آشنا ساختن تو با كتاب خويش (قرآن) ودادن بينش ديني و شناخت سنت پيامبرش مسئوليت هاي فردي واجتماعي را برايت روشن نموده و راه عذر وبهانه جويي را بر توبسته است.فكر كن كه فرداي قيامت خود را چگونه مي بيني هنگامي كه براي حساب در برابر خداوند حاضر مي شوي و او ترا مؤاخذه مي كند كه نعمت هايش را چگونه رعايت كردي ؟ واز مسئوليتها مي پرسد كه چگونه انجام دادي ؟نپنداري كه خداوند بهانه ترا ميپذيرد و سستيها وكوتاهي هاي تو را مي بخشد هيهات! هيهات ! اين طور نيست خداوند از دانشمندان پيمان ستوده است كه حقايق را كتمان نكنند آگاه باش كه كمترين چيزي كه در نتيجه ي پنهان ساختن حقايق به وجود مي آوري و سبكترين گناهي كه مرتكب ميگردي اين استكه وحشت واضطراب ستمگر را تبديل به انس وآرامش مي نمايي وبا نزديكشدن خود به او واجابت دعوتش راه ستم وگناه را براي او هموار ميسازي.چقد مي ترسم كه فرداي قيامتهمراه با خيانتكاران هلاك شوي واز آنچه در برابر كمك كردن به ستمگران دريافت كرده اي مورد سئوال واقع گردي كه اقران وامثال تو از اين جهان كوچ نموده اند و تو نيزدر آينده اي نه چندان دور به انها خواهي پيوست. پس اگر دنيا تو را فريب دهد جه توقعي بايد از جوان نو رسيده وكوتاه فكر بايد داشت.شاهد مثال سخنان مولاي متقيان حضرت علي (ع) در آن زمان مجمد ابن مسلم زهري بوده است . پس اگردنیا تورا فریب دهد چه توقعی از جوان نو رس وکوتاه فکربایدداشت شاهدمثال ومخاطب سخنان مولاي موتقيان ما ان زمان محمد ابن زهری ولی این سخن به یک زمان نیست بلکه تصمیم دارد اعصار ودورانهای کنونی واینده چرا زیرا چه بسا دانشمندان مسلما نی که با اعمال و رفتار و حق کشیهای خویش با دست خود تیشه به ریشه ی خود اسلام میزنند وفقنط در فکر ارضا هوسهای سرکش نفسانی خویش است واز مسعولیت خطیری که بر دوش او است غافل مانده تخطی میکند در این برهه از عصر کنونی حوامع گوناگون دربرابر اسلام قد علم نموده اند علیه اسلام سرمایه گراریهای کلانی را مینایند و تبلیغات وسیع وگسترده ای به راه انداخته اند ومیخواهند همه چیز جامعه اسلامی را از ان بگیرند وظیفه دانشمندان دینی و حوزات علمیه چیست ایا فقط بگفته بزرگواری ان قلت گفتن .. و گوشته حجره نشستن است یا خیر؟ بلکه مسیولیتی بس خطیر تر دارد مسئولیت او ساختن بهتر و سازنده ترخویش است تا بتواند حفظ فرهنگ اسلام نماید زیرا فرهنگ هرجامعه تمام تار و پو د ان جامعه میباشد و فر هنگ و معارف یک جامعه متضمن دین و استثلال وازادی حتی نا ن واب اوست بهترین وسیله ا ی است که با ازهم پاشیدن مسلط بیگانگان بر یک سررمین به منـــــــصه ظهورمیرسد بدینخاطراست که بیگانگان در جهت ا زاله فرهنگ ویاایجاد دوگانگی وبحران فرهنگی بویژه ازنوع فرهنگی ومذهبی بسیار فعالترهستند واین فعالیت درصدرتمام اعمال انها میباشد مشکلات ما به عنوان یک جامعه مذهبی بسیاراست بسیاری این مشکلات .وبزرکی انها فقط بستگی تام با وصع ما مسلمانان ورهبری مذهبی مان دارد رهبری خردمند همراه با دانشمندان انتقاد پذیر راه مارا بسوی کمالات انسانی وفرهنگی وایجاد سدی محگم در برابر اجنبیان هموار میسازد اجتناب مفرط ارقوم گرایی تعلق به یک جناح خا ص دررسیدن به این هدف یاری مینماید درغیراین صورت شکست ما وپیروری استکبارحتمی است.