|
صفحه اصلی | نشريه کليک | مديريت سايت | ااعضاء اين انجمن | واحد پژوهش | اخبار روز | لينکستان| گالری فعاليتها | آرشيو |
|
|
سمبوليسم سمبول يک کلمه ي يوناني است وبه معناي به هم چسباندن دو قطعه مجزا که از فعل سومبالو(sumballo) (مي پيوندم ) مشتق است و حاکي از چيزي است که به دو قسمت شده باشد. مثلا تصور کنيم به دو نفري که همديگر را نمي شناسند نيمه اي از يک اسکناس را که به طور نامنظم دو پاره شده باشد بدهند، تطبيق آن دو پاره ي اسکناس به آنها امکان مي دهد که همديگر را بشناسند و به هم اعتماد کنند. در آغاز صده ي نوزده، در آن دوران که هر يک از مکتبها و جنبشهاي ادبي قلمرويي از جهان هنر و ادب را ويژه خود ساخته بود، جنبش ديگري به نام سمبوليسم پا به عرصه ي هستي گذاشت. اين جنبش درحقيقت شورش و عصيان نسل جوان در برابر تمام هستي ها و پديده هاي اجتماعي و هنري و اخلاقي بود. سمبوليسم مکتب ادبي بود که بد بيني و نوميدي را با وهم و رؤيا، همراه با احساس و خيالي ژرف و نيز در هم آميخته با زباني آکنده از کنايه و اشاره که ويژه ي خود اين مکتب است بيان مي داشت. تلقي سمبو ليستها ازکلمه سمبول را نيز مي توان از اين تعريف ژول لومتر استنتاج کرد: «تطبيقي است که فقط جزء دوم آن به ما داده شده است، دستگاهي از استعاره هاي پياپي». درتعريفي که يونانيان از سمبول کرده اند بايد گفت که مفهومي که ماامروزه به کارمي بريم ازچارچوبه ي انواع صوربلاغي که درعلم بيان آمده است تجاوز مي کند، لوتان تودوروف زبانشناس و نشانه شناس معاصر در فصلي ازکتابش با عنوان زبان وهمزادهايش چنين مي نويسد:«درواقع وجود نشانه ها وسمبولها بصورت حيرت آوري، دوعکس العمل متضاد ايجاد مي کند همانطور که انسان نخواسته به آساني قبول کند که زمين مرکز عالم نيست، يا اينکه خرد يگانه فرمانرواي حرکات ما نيست، همانطور ادعا مي کندکه زبان يگانه شيوه بازنمايي است و اين زبان فقط فقط از نشانه ها تشکيل شده است و دقيق تر اينکه چون انکار بطورکلي مشکل است بهتر بگوييم که ما ـمردان بالغ و طبيعي غربي معاصرـ ازضعفهايي که بسته به انديشه سمبوليک است برکناريم و اين سمبول سازي فقط درديگران است». جريان سمبوليسم درسال 1890 به دوره ي فعاليت خود رسيد.يک نسل شاعر ازسال 1855 تا1901 به پيروي ازسه پيشواي بزرگ سمبوليسم پرداختند، اغلب اين شاعران، فرانسوي نبودند، مثلا چند شاعربزرگ بلژيکي درميان سمبوليسيتها بود که در بين آنها از اميل ورآرن وموريس مترلينگ مي توان نام برد چند نفر آمريکايي و روسي نيز درميان آنها وجود داشتند و به طورکلي سمبوليسم جنبه ي جهاني به خود گرفته بود. به اين ترتيب مي توان گفت که شاعران کساني بودند که به تفکرسمبوليک روي آوردند و در نتيجه مرحله ي کاملا تازه اي در ادبيات جهان آغاز شد، ناگفته نماندکه مردم باوجود هجوم تمدن امروز و قواعد زبان شناسي سمبول محکم و پابرجامانده است. رؤيا و تخيل که ((پوزيتيويسم)) و ((رياليسم)) مي خواست آن را ازعالم ادبيات براند، دوباره با سمبوليسم وارد ادبيات شد. درعين حال سمبوليستها مايل بودند در عين حال سمبوليستها مايل بودند که تمام قواعد دستور زبان را عوض کنند پيش از سمبو ليستها اصلي که حاکم بر روابط کلمات بودند اصولي معقول و ادراک پذير بود. ولي سمبوليستها ادعا کردند که اين اصول فقط بايد احساس پذير باشد وکلمات را نه از روي قواعد منطقي، بلکه آن طوري که شاعر احساس مي کند بايد با همديگر ترکيب کرد. يکي ازمهمترين مجلات سمبوليستها در آغاز کار (Larevue vagnerienne) نام داشت که در سال 1885 انتشار يافت، سمبوليستها مي گفتند که وزن هاي شعري مخيله را از حرکت باز ميدارد و بالهاي خيال را مي بندد و مخالف سمبوليسم است. ازنويسندگان سمبوليست، موره آس يوناني، استوارت مريل و ويله گرفين آمريکايي، تيودور دوويزوا لهستاني و اشتفان گيورگه آلماني و آرتور سيمونز رامي توان نام برد. سمبو ليسم تنها بر پايه ي «اصالت احساس» تکيه داشت و هنرمندان اين مکتب براي احساسهاي خود به هيچ اصل ديگري گردن نمي نهادند و از هيچ منطق و واقعيت ديگري پيروي نمي کردند. بيانيه ي موره آس در عين حال نوعي رمان سمبوليک را مي ستود که بر پايه ي تصور نفساني و واقعيت پايه گذاري شده باشد و از طرف ديگر آثار تيودور و رمان روسي اثر لوژن مليکورد و ووگه ادبيات شمال اروپا را به فرانسويان مي شناساند. از آنجا که سمبوليکها به ستيزه جويي با هرقيد و بند منطقي و رياليستي درشعر و هنر برخواستند، اين شيوه در هنر تئاتر نيز اثر بخشيده و رواج يافت و نمايشنامه نويسان بزرگي همچون موريس مترلينگ به شيوه ي سمبوليسم نمايشنامه نوشتند و از آنجا که اين دسته هنرمندان اصول، استوار و پابرجايي راپيروي نکردند و با زبان ويژه رمزي خود سخن از احساس و رويا و خيال به ميان آوردند. هر کس از خواندن آثار آن به اندازه ي نيروي درک و احساس خود، چيز خواهد فهميد. نمايشنامه هاي مشهور سمبوليک عبارتند از دختري با دستهاي بريده اثر پي ير کيار و يک نمايشنامه مذهبي با شخصيتهاي بي نام که بيرون از زمان و مکان اتفاق مي افتد و نيز افسانه ي آنتونيو اثر ادوارد ژاردن. اما بهترين نمونه هاي نمايشنامه سمبوليک رامي توان در ميان آثار موريس متر لينگ پيدا کرد، همه ي نمايشنامه هاي مشهورمترلينگ شبيه هم هستند. يکي از نمايشنامه هاي مترلينگ که شهرت زيادي کسب کرده نمايش کوچکي است به نام اندرون خانه (Interieur) اين نمايشنامه خانواده اي را به نشان مي دهدکه اين خانواده هنوز خبرنداردکه يکي ازبچه هايش درآب افتاده و غرق شده است اما دقايقي که فاصله ي ميان غرق شدن بچه و خبردارشدن خانواده ازاين حادثه است، يک نوع تشويش واضطراب مبهم و نامفهومي برخانواده مستولي مي شود و با اين که هنوزخبري ازحادثه ندارند احساس مي کنندکه مصيبت قدم به قدم نزديک مي گردد. اين نمايشنامه ها و آنهايي که بعدا انتشاريافتند همه درسرزمينهاي خيالي و دردوره هاي نامعلوم، درقصرهاي اسرارآميز وغارهاي عجيب جريان مي يابد. به عقيده ي نويسنده ي سمبوليسيت اين نيروي مجهول هميشه وجود داردکه درهرزمان وهرمکاني برانسان مسلط مي شود. پيشواي اين مکتب درفرانسه شارل بودلر بودکه بهره ي زيادي در برانگيختن اين جنبش دارد. در انگليس نيز جورج موربا اثرخود دو شاعر ناشناخته رمبو و ورلن را به انگلستان شناسانده بود و ارتورسيمونز اثري باعنوان نهضت سمبوليسم انتشارداد. در روسيه هم يک گروه سمبوليت وجود داشت که والري بريوسف درراس آن قرارداشت. سمبوليسم درقرن بيستم دراويل قرن بيستم، چنين به نظرمي رسيدکه سمبوليسم دوره ي خود را تمام کرده و ازميان رفته است، مشهورترين نمايندگان اين مکتب از قبيل ژان موره آس و هانري دورنيه از آن روگردان شده و درجناح مخالف قرارگرفته بودند. هدف شعرسمبوليک: هدف شعر سمبوليک اين است که عظمت احساسات وتخيلات را با تشريحات واضح وصريح ازميان نبريم و براي اين کار بايد محيطي را که براي شعرلازم است به وجود بياوريم، يعني خطوط زنده و بسيار روشن رامحورتيره بسازيم. هشدار! 1- انتخابات تمام شد اما احتما لا تا مدتي خوراک خوبي براي جامعه مطبوعاتي و ساير رسانه ها خواهد بود. اينکه پديده ي دموکراسي در سرزميني چون افغانستان چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟ اينکه آمريکا بازرگاني است کارکشته که بازار را خوب مي شناسد و سرمايه اش را جايي نمي خواباند که ضرر کند و با در نظر گرفتن هزينه هايي که آمريکا در افغانستان کرده است . اينکه اين تاجر خوب تا سود خود را برداشت نکند افغانستان را رها نخواهد کرد و.... فعلا تمام اينها راناديده مي گيريم و همگام با ملت عزيز، دست افشان و پاکوبان، شادي مي کنيم . 2- شور وهيجاني که اين انتخابات دربين افغانها ايجاد کرد بي نظيربود. مهاجرين افغان مقيم ايران با حضور پرشور خود خشم فرو خورده اي را فرياد کردند که سالها مجال فريادش را نداشتند. گرچه بايد از دست ايران به خاطر سالها پذيرايي ازمهاجرين تشکر کرداما زخم زبانها ونيش و کنايه ي بر خي افراد نادان و بي فرهنگ، دل بسياري ازمهاجرين را سخت خسته بود . انتخابات فرصتي بود براي مهاجرين تا فرياد بزنند که : «ما نيز هستيم». در اين بين صحنه هايي خلق شد که شايد زيباتر از آنرا در تاريخ افغانستان کمتر ديده باشيم. صفهاي طولاني راي دهندگان، دستهاي پينه بسته و معصوم کارگراني که آمده بودند تا دربازي سرنوشت خود سهمي داشته باشند، دستهاي بزرگواري که درد و لذت را همزمان در کام جان مي ريختند و شکوه و عظمت را تصوير مي کردند، پيرزناني يا بهتر بگويم شير زناني که به سختي راه مي رفتند اما آمده بودند. زناني که با بچه در بغل صفهاي طولاني را تحمل مي کردند و... صحنه هايي بودند زيبا و به ياد ماندني. 3- کرزي رييس جمهور شد .آنچه که کاملا قابل پيش بيني بود .نبايد از او انتظار زيادي داشت . اگر او موفق شود فقط امنيت را به طور کامل برقرار کند کاري بزرگ و شايسته تحسين انجام داده است. قطعا وي آنقدر توانايي ندارد که همزمان در حوزه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ خوب کار کند. به اقتصاد و سياست کاري نداريم . آنچه مرا وا داشته تا سپيدي را سياه کنم اين است که خطري جدي فرهنگ ما را تهديد مي کند. فرهنگ را به همان مفهوم سهل و ممتنعش يعني گستره اي از هنجارها، باورها و ارزشها درنظر مي گيريم که اين نيز به عنوان يک مجموعه از ارزشها، باورها و هنجارها، زير مجموعه آن خواهد بود. احتمالا تمام تلاش کرزي معطوف ايجاد امنيت و اگر فرصتي دست دهد بازسازي خرابي هاي ناشي از جنگ خواهد شد. وضعيت کاملا منطقي است. 4- آنچه احتمالا در اين بين مورد غفلت قرار خواهد گرفت همانا «فرهنگ» است. از آنجا که فعاليتهاي فرهنگي معمولا سود اقتصادي ندارند براي معاش انديشان جاذبه چنداني ندارد. آنها نيز که به معاد مي انديشند سخت غافل مانده اند. در حاليکه کتابهاي درسي کودکان در آمريکا و پاکستان چاپ مي شود. در حالي که هتل همسايگان عزيزمان (چيني ها ) در کابل درکنار ساير خدمات، خدمات جنسي نيز ارايه مي دهدو... متدينين يا به کنج عزلت خزيده اند يا اگر وارد ميدان فعاليت شده اند، آنچنان ناشيانه بوده است که هيچ اثر مثبتي بر فرهنگ کشور نداشته اند. خوب مي دانيم انسان در سنين کودکي شديدا تاثير پذير است و معمولا آموخته هاي خود را آنچنان دروني مي کند که هرگز قابل تغيير نيستند هرگاه، بيگانه بتواند، دراين دوره ي حساس، فرهنگ خود را به ذهن کودکان معصوم ، تزريق کند تغيير آن در آينده بسيار مشکل يا حتي غير ممکن است. در اين وضعيت تفاوتهاي فکري فرهنگي نسل جديد و قديم و نيز عدم هماهنگي آموخته هاي وارداتي نسل جديد با داشته ها ي فرهنگ بومي کشور خود و نيز ناسازگاري کليتي به نام فرهنگ با ساير سازه هاي تشکيل دهنده ساختار جامعه، مشکلات وحشتناکي ايجاد خواهد کرد که تفصيل آن در اين مجمل نمي گنجد. 5- درک اين وضعيت بغرنج و تاريخي از سوي تمام کساني که دغدغه فرهنگ دارند سخت ضروري است. تا بر پايه ي اين فهم از وضعيت کمي هشيارتر، بيدار تر و پر کار تر، حريم فرهنگ ملت را پاس بدارند. مخالف اخذ عناصر مثبت از فرهنگ هاي بيگانه نيستيم که پيامبرمان امر به اخذ آن کرده اند اما هشيارانه و فاعلانه و نه غافلانه ومنفعلانه . اميد که فرهنگيان عزيز با درک وضعيت و شناخت جريانات حاکم بر زمانه، رسالت بزرگ خويش را به وجهي شايسته به انجام برسانند. سيدمحمد حسيني
|
|
|
|